تبليغاتX
نمایش در نمایش
فرهنگ وهنر وآدمهای نمایش
بنام خدا                          

                                                                                                           88/3/9

من رحیم رستمی هستم که لطف دوستان (بچه های شورای نمایش هنوز شامل حال من هست)

به همین دلیل لازم دونستم تشکر کنم .

 اسم من در بخش تشکراز اعضای شورا در (نمایش تاول) بوده واین لطف بسیار دوستان من را میرساند.

اما رنج وسختی کار از دیگری و تشکر از من شایسته نسیت .خوب و بد کار هم جای خود . .

بدینوسیله به اطلاع دوستان نمایش می رسانم که مسئولیتی در شورای نمایش ندارم

اماقسمتی که به مسئولیت مربوط میشه رو عرض میکنم که دقیقا از شروع سال جدید به خاطر نظری که در رابطه با شرکت دوستان دیگر (یعنی همکاری دوستان جدید اهل نمایش در شورا و به مشارکت گرفتن انها و استعفای یا جایگزینی دوستان قدیمی تر البته به تدریج ..) در شورای مشورتی دارم موفق به همکاری با دوستان خوب شورا نشدم .و این کار را از خودم اغاز کردم و در پایان مسئولیت  کار را واگذار کردم.این نظر در گرامیداشت  حضور دوستان جدید میباشد. چرا که خاصیت طولانی شدن مسئولیت در تیم روزمره شدن واز دست دادن خلاقیت خواهد بود  .همچنین باعث می شود روش حل مشکلات نیز تغییر کند این به معنی واگذار کردن کار به نیروهای غیر متخصص نمی باشد بلکه پایانی به افکار رو به تکرار است و بالا بردن نقد پذیری ....این هم  یک شروع از ما در پایان...تا ادامه یابد... . . . .

...........

با سپاس از همه ی اهالی خوب نمایش در بابلسر .

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 21:5  توسط   | 

نمایش : تاول

کارگردان:سعید زین العابدینی

بازیگران:عباس ابوالحسنی /سلطانزاده/و.....

از ۲۷ اردیبهشت به مدت ۱۰ شب

سالن نمایش کتابخانه ی مرکزی بابلسر

تلفن برای اطلاعا ت بیشتر : ۵۲۲۸۸۵۰ ساعات اداری روزهای غیر تعطیل

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:7  توسط   | 

به کوشش شورای نمایش واداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان بابلسرجشنواره نمایشنامه خوانی در بابلسر برگزار شد.این جشنواره در روزهای 21 /12 87 و22 /12 87 درآمفی تئاترکتابخانه عمومی بابلسر با قرائت 4 نمایشنامه به انجام رسید.روز چهارشنبه 21/12/87 نمایشنامه (ازدواج یک کاسبی است –نویسنده : علی رستانی ) به کارگردانی سالار حسین پور وبازیگری سالار حسینپور والهام مقراضی ونمایشنامه (جایی درمیان خوکها- نویسنده :اتول فوگارد) به کارگردانی امیرحسین فلاحت پیشه وبازیگری امیرحسین فلاحت پیشه ونسترن میرسنجری به اجرادرآمد.

وروزپنج شنبه 22/12/87 نمایشنامه (یک پیراهن یک ویالن – نویسنده : آندره پراگا ) به کارگردانی حمیدرضا گل محمدی وبازیگری حمیدرضا گل محمدی ومرتضی کریمی وصالح صفدری ونمایشنامه (مستی ملک – نویسنده : تقی اسفندیار ) به کارگردانی وبازیگری تقی اسفندیار به اجرا درآمد.این جشنواره درروز یکشنبه 25/12/87 باحضورجناب آقای محمدرضا مسلمی ریاست محترم اداره فرهنگ وارشاد اسلامی بابلسروجناب آقای رمضانی کارشناس هنری اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مازندران واهدائ لوح تقدیر وجایزه نقدی به شرکت کنندگان در جشنواه به کار خود پایان داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 16:43  توسط   | 

این روزها اگر مهربان باشیم

فرداهای دیگر  دیدار میکنیم زندگی را......

نمایش:بیخوابی

نوشته:محمد رحمانیان

کارگردان:لیلا حسین زاده

بمدت ۱۰ شب به روی صحنه رفت( از    ۱۳/۱۲/ ۸۷)

این نمایش با دو فرم متفاوت  از یک نمایشنامه.. با اجرای بازیگران مختلف در هر فرم اجرا میشود.

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 12:18  توسط   | 

نمایش   پل از   ۴/۱۲/۸۷ بمدت ۷ شب 

  نمایش بیخوابی از۱۳/۱۲/۸۷ بمدت ۱۰ شب به روی صحنه خواهند رفت

چهار  نمایشنامه هم  نمایشنامه خوانی خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 14:0  توسط   | 

یالطیف

گزارش عملکرد شورای نمایش شهرستان بابلسر

شش ماه اول

شورای نمایش  شهرستان بابلسرباعنایت به فضل پروردگارو با همکاری وهمراهی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی جهت نیل به اهداف فرهنگی در زمینه تئاتر توانست در فعالیت شش ماه خود از تیر1387 فعالیت های ذیل را انجام دهد :

1- تدوین برنامه سالانه تئاتر درزمینه های آموزشی،پزوهشی،واجراهای عمومی.

2-   برگزاری کلاس آموزش بازیگری که اکنون دومین ترم آن با 35 هنرجو درحال برگزاری است.

3- برگزاری کارگاه آزاد نمایش به صورت ماهانه با موضوعات تحلیل نمایش-نمایش خوانی –پخش فیلم –اجرای اتودهای نمایشی در20 هرماه(که تا کنون در این جلسات فیلم نمایشهای، کارنامه بندار بیدخش- مرددیوانه ببرفرزانه – پخش وبررسی ونمایشنامه سیرطولانی روز در شب تحلیل ونمایشنامه خوانی نمایش نوعی عدالت انجام شده است)

نمایش نامه خوانی نمایشنامه  نوعی عدالت

تحلیل نمایشنامه سیر طولانی روز در شب

4- تجهیز کتابخانه تخصصی در زمینه تئاتر به بیش از 150 عنوان کتاب در زمینه : تاریخ تئاتر – بازیگری – کارگردانی – طراحی صحنه – متون نمایشی – ونقد تئاتر.

5-   جمع آوری عکس ، پوسترفوپایان نامه های مربوط به تئاتر بابلسر.

6-   تشکیل بانک فیلم های نمایشی (حدود15 فیلم نمایش که در تهران اجرا شده اند).

7-   ایجادبانک اطلاعات تماشاگران تئاتر.

8- ایجادوبلاگ www.taaaatr.blogfa.com   برای دسترسی راحت تر به اخبار واطلاعات مربوط به فعالیتهای تئاتری شهرستان بابلسر.

9- سفر آموزشی هنرجویان کلاس بازیگری برای دیدن نمایش (افرا) درشهرساری درخلال جشنواره تئاترفجراستانی

10-نظارت وپیگیری تجهیزسالن آمفی تئاترکتابخانه عمومی شهرستان بابلسر.

11-بازخوانی متون نمایشی جهت اجراء.

12-اجرای نمایش (دلدار) به نویسندگی حسین نوری وکارگردانی امیرحسین فلاحت پیشه به مدت 9 شب درآمفی تئاتر کتابخانه عمومی

13-ساخت دکورهای لازم برای اجرای تئاتر وتهیه آرشیو لباس.

14-برنامه ریزی وپیگیری برای اجرای نمایش های (پل) به کارگردانی امیرحسین فلاحت پیشه ونمایش (دیگرمراصدانزن مادر) به کارگردانی لیلا حسین زاده که هم اکنون درحال تمرین واجراء درتاریخ های مشخص شده می باشند.

شورای نمایش

شهرستان بابلسر

آذرماه 1387

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                        

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 0:8  توسط   | 

یالطیف

بازیگری یعنی زندگی روح و روان آدمی که از طریق هنر  متولد میشود

ریچارد بولسلاوسکی

 

شش درس نخست بازیگری

1-  تمرکز  2- حافظه حسی 3- بازی دراماتیک 4 - شخصیت سازی  5- مشاهده 6- ریتم

درس اول :    تمرکز

- حالتی ئه  که به ما این امکان رو میده که تمام قوای روحی و ذهنیمون رو  به سمت موضوع مشخص هدایت کنیم  وتا هر وقت دلمون میخواد به این کار ادامه بدیم گاهی حتی بیش از مدتی که قوه ی جسمی مون  میتونه تحمل کنه .

افکار و احساساتمون  و کلمات دیگر باید به شکل منطقی منتقل گردد

اعتماد واطمینان  به قدرت  " کنترل  بر خود "  خصلت اساسی هر هنرمند  خلاقی  است .باید اون رو در وجودت پیدا کنی  وپرورش بدی .

بازیگر نقش اولش رو از راه جستجو کردن خلق میکنه .

در بازیگری باید روی چیزی  تمرکز کرد که مادی ومشهود نیست  . چیزی که فقط  وقتی میتونی  ببینی و بفهمی که  به اعماق وجودت نفوذ کنه . در واقع باید روی احساس هایی که وجود ندارند  اما قراره خلق یا تصور بشوند ، به طور ذهنی تمرکز کرد .

مرحله اول کار بازیگری: " مرحله جست و جو "

 موضوع تفکر بازیگر :  " روح و روان خودش  وآدمهای دور و برش "

مرحله دوم :  " مرحله ساخت "  .   موضوع تمرکز :  "   فقط روح و روان خودش "

برای پرورش این دو عامل از حس های  پنج گانه که  " کلید خلاقیت هنری"   هستند  کمک میگیریم

برای خلق احساسات و عواطف پیچیده  حواس  پنج گانه ما باید در اختیار  ما باشد .

 دیدن و شنیدن و حس  کردن حقیقی کافی نیست  باید این کارها رو به صدها طریق انجام داد.

 پرورش بازیگر شامل 3 قسمت میشود . 1) پرورش بدن . 2) پرورش ذهنی و فرهنگی  3)  تربیت و پرورش ضمیر درونی

پرورش بدن شامل  پرورش تک تک دستگاه های  بدن . تک تک عضلات و ماهیچه ها . انواع تنفس ها . انواع نرمش ها  . تمرینات مربوط به صدا - فن بیان – پانتومیم – رقص کلاسیک – ساخت چهره .

پرورش ذهنی و فرهنگی  شامل شناخت بازیگر  از ادبیات جهان ، تاریخ هنر[موسیقی – مجسمه سازی – سبک های نقاشی ]. این قبیل آموزشها و تربیت های  ذهنی باعث میشه بازیگر بتواند طیف وسیعی از نقشها رو بازی کنه .

تربیت وپرورش  ضمیر درونی  که مهمترین عنصر بازی دراماتیک است . در واقع بازیگر باید ضمیرش قابلیت این رو داشته باشه که در هر وضعیتی که نویسنده میخواد  زندگی کنه .این جز با صرف  زمان و کارکردن سخت و یک رشته نقشهای  تجربی  حاصل نمیشود . از جمله کارهایی که بدین منظور باید کرد ، تسلط کامل بر حواس پنج گانه در انواع موقعیت هایی که بشود تصور کرد ، پرورش حافظه حسی ،پرورش حافظه ی افکار بکر یا حافظه ذکاوتی ، حافظه تخیل وتصور و حافظه دیداری .پرورش اعتماد به قدرت تخیل و تصور –پرورش خودِ قدرت تخیل –پرورش سادگی –پرورش

 قدرت مشاهده – پرورش قدرت اراده –پرورش قدرت تنوع بخشیدن به ابراز احساسات و عواطف-پرورش شمّ  طنز و شمّ تراژیک .

درس دوم : حافظه احساسی

باید به" من ِ" درونی خود  فرمان بدهیم  تا اینکه از حافظه حسی کمک بگیریم .

باید از جنبه عملی تخیلات استفاده کنیم . تخیلات آگاهانه و نا آگاهانه .

برای اینکه از حافظه احساسی  مون  درست استفاده کنیم   باید " من ِ " درون خودمون رو با نقش هماهنگ کنیم وبا هم سامان بدیم .

خلاقیت باید واقعی باشه . تقلید کردن غلطه ، خلق کردن درسته.

با تکرار مدام واصلاح مدام میتونیم ازاون احساسی که در چند جا ازش استفاده کردیم ، باز استفاده کنیم.

برای تمرین بیدار کردن حافظه احساسی ، باید تنهایی و در درون خودمون و از طریق تمرکز به لحظه ای که واقعا  احساسی را داشتیم برسیم.

با تمرین به جایی میرسی که با یک اشاره کوچک  همونی " میشی " که میخوای.

وقتی از حافظه حسی کمک میگیریم  دیگه لازم نیست اون کلمات رو بازی کنیم .دیگه احتیاجی به شکل دادن اونها نیست .خودشون شکل طبیعی پیدا میکنن.باید قوه تخیل را به کار بندازیم.

هنر مند منبع الهامش رو از هر جایی که باشه پیدا میکنه.

 برای یک هنرمند جوان هیچ چیز  بد تر از تعریف های ستایش آمیز نیست . این اتفاق هنرمند را تنبل میکند  وبه تمرینات خود نمیرسد .

برای تقویت حافظه حسی: به همه چیز دور و برت توجه کن . مثبت و پر نشاط به خودت نگاه کن .قسمت های خوب زندگی رو جمع کن، قسمت پُر ِ   زندگی رو تو وجودت ذخیره کن . بعد به خاطرات و محفوظات نظم بده .نمیدونی کی به اینها احتیاج پیدا میکنی اما اینها تنها معلمان و دوستان حرفه ای تو اند. اینها به تو تجربه ،دقت و قدرت میبخشند .

درس سوم : بازی دراماتیک

 همان ماجراست در قالب بازی بازیگر. بازی سکوت کردن –بازی عصبانی شدن –بازی راه رفتن – بازی ابراز خوشحالی – بازی دسیسه      action  چینی – بازی ابراز عشق –بازی خشونت نشان دادن.

تنها قواعد واقعی در هنر قواعدی هستند که خودمون کشف کنیم .

برای یک بازی دراماتیک باید "  تکنیک ِ  حفظ ساختار  بازی " را یاد گرفت .

باید بازی رو در قالب یک کلمه ریخت  تا به محض اراده کردن ظرف  نیم ثانیه کنارت باشه .برای به خاطر سپردن بازی  ، بعد از اینکه حس مربوطه اش رو از حافظه حسی ت  پیدا کردی چند بار بازی رو تکرار کن . حفظ میشی . بازی ها خیلی راحت تر از کلمات  حفظ میشن .

باید کلمات رو در بازی مورد تجزیه و تحلیل  قرار داد . بعد اونها رو در قالب فعل – که همون بازی ئه  -  بیان کرد .بعد عملا اونها رو انجام داد، بعد این کار رو از طریق رسانه گفتار انجام داد .

وقتی متن سناریو رو خوندی  با یک قلم زیر تک تک کلمات یا گفتارت  موسیقی بازی رو بنویس . همونطور که موسیقی یه ترانه رو مینویسی . بعد روی صحنه اون موسیقی بازی رو مینوازی  .

تو باید بازیهات رو به خاطر بسپاری .تو باید تفاوت دقیق " گله کردم " و " توهین کردم " رو بدونی .درسته که این دو بازی پشت سر هم میان  اما موقع بیان اونها  باید  حالتها با هم فرق داشته باشن .

درس چهارم: شخصیت سازی  

شخصیت سازی مثل لباس پوشاندن به احساسات و عواطفه .با لباس پوشیدن و گریم ما نمیتونیم شخصیت  سازی کنیم . قبل از لباس وگریم باید شخصیت سازی رو تمام و کمال انجام داده باشیم.

بازیگر روی صحنه زندگی کامل یک " من " رو خلق میکنه . این " من " باید تمام جوانبش دیده بشه . جسمی / روحی / عاطفی . جز اینها باید " من " منحصر به فرد هم  باشه . باید همون " من" ی که تو فکر نویسنده هست باشه ." من" ی که کارگردان برات توصیفش میکنه .

شخصیت صاحب این " من " خلق شده  ، شخصیتی منحصر به فرده و با بقیه شخصیت ها فرق میکنه .هملت ئه نه کس دیگه . اوفلیاست  نه کس دیگه.اینها همشون آدم اند اما اینجا" مرحله شخصیت سازی " پایان وجوه مشترک آدمهاست.

اگر نقش اوفلیا رو بازی میکنی ، جسم باید جسم اوفلیا باشه  نه جسم یک دختر جوان . ذهن باید ذهن اوفلیا باشه .جزیی ترین وضعیت قرار گرفتن سرت رو تجزیه و تحلیل کن. ژست های بدن ما باید به شخصیت بیاد .

برای تمرین شخصیت سازی باید از تجربه و دیدن استفاده کرد. از نمونه های زنده  زندگی دور و برت الگو برداری کن  به شکل حرفه ای .

تمام این عناصر رو که از تو ، در نقشت یک وجود فیزیکی مشخص  و منحصر به فرد به وجود میاره  از آن خودت کن .

برای آموختن سلوک خوب یک  عمر وقت داری ،اما برای خلق فیزیکی یک نقش  فرصت چند روزه .

وقتی هر شخصیت شکسپیری رو بازی میکنی ، ذهنش [ ذهن اون شخصیت] باید این کیفیات رو متجلی کنه .نیازی نیست مثل شکسپیر فکر کنی . کیفیت بیرونی  فکر کردنت باید مثل اون باشه .مثل تصویر کردن یک آکروبات میمونه . تو مجبور نیستی بالانس زدن بلد باشی ، اما حرکات بدنت  باید اینطور القا کنه  که هر وقت بخوای میتونی بالانس بزنی .

تصویر کردن شخصیت های مثلا" برنارد شا " در واقع چیزی جز تجسم ذهنیت هاشون نیستند .اول باید به جنبه های عام  احساسات نقش مسلط شد .بعد بسته  به اقتضای مورد   بدونی که کی و کجا بروز میکنه .بعد آزادی در بیان احساس و عواطف . اون هم آزادی بی قید و بند و راحتی مطلق.

درس پنجم : مشاهده

باید استعدادمون رو در مشاهده پرورش بدیم .استعداد مشاهده باید در همه اعضای بدنت تربیت بشه ، نه فقط در چشم و حافظه ات .

استعداد مشاهده به هنر جو کمک میکنه به همه موارد غیر معمول و استثنایی زندگی روزمره توجه کنه . همه تجلیات نفس آدمی رو جمع کنه و در گنجینه حافظه ذخیره کنه .قدرت اصیل بودن و باور کردنی بودن رو به او میده .حافظه حسی و عضلانی رو تقویت میکنه و باعث میشه راحت تر خودش رو با هر کاری که نقشش ایجاب میکنه  وفق بده .افق دیدش رو نسبت به درک ویژگیها و معیارهای گوناگون آدم های مختلف و رشته های هنری مختلف باز میکنه ودنیای درونش روهم  غنی تر و سرشارتر میکنه.

بازیگری که استعداد مشاهده اش خشک و منفعل شده باشه انگار با لباس پاره تو یک جشن ظاهر میشه .میشه تجربه های مشاهده رو یادداشت کرد و مراحل یادآوری و اجرای مجدد  اونها رو تمرین کرد تا حافظه قوی تری داشت .

بازی در سکوت به تمرکز ما کمک میکنه و احساسات نهفته رو بیرون میکشه . وقتی بازی در سکوت تمام شد از کسی که شمارا همراهی میکنه میتونید بخواهید کارهایی که شما کردید رو با تمام جزییات باز گو کنه.

درس ششم : ریتم  

ریتم : تغییرات منظم و قابل سنجش عناصر گوناگون ِ شالکه ی یک اثر هنری – مشروط بر اینکه تمامی آن تغییرات ،هرچه میگذرد توجه مخاطب را بیشتر جلب کنند ،و مدام این توجه را به سوی هدف نهایی سوق دهند.

هرچیزی که من رو قادر بسازه " هر چه میگذره  توجه مخاطبم رو بیشتر جلب " کنم.

هرچیزی که حرکت میکنه و حرکت نمیکنه دارای ریتمه .وجود داشتن یعنی ریتم داشتن .پرستو روزی 2 مایل پرواز میکنه و کوه یخ  در هر قرن 5 یا 6 سانت  حرکت میکنه .حتی سنگ های دنیا هم حس ریتم دارند .

عناصر ریتم  شامل آهنگ ، حرکت ، شکل ، کلام ، بازی ، رنگ / هرچیزی که ازش یه اثر هنری بشه ساخت .

برای یه بازیگر دست یافتن به حس ریتم مشروطه به اینکه  کامل و راحت خودش رو بسپره به هر ریتمی که تو زندگیش براش پیش میاد . به عبارت دیگه در برابر ریتم های دور و برش مصون نباشه.

مرحله اول ریتم :شروعی زیبا ، مثل به دنیا آمدن کودک .با تجلی از ریتم به دنیا میاد . نفس میکشه ،بعد رشد میکنه .اول، راه میره .دوم، حرف میزنه .و سوم ، احساسات .هر قدم ،هر کلمه ، هر احساس ، تبدیل میشه به قدم ، کلمه ، واحساس دیگه.بعد باز میشه یکی دیگه .هرکدوم پیرو قبلی .همه باهم با هدفی پیش رو .مرحله دوم ریتم : آگاهی . نیروهای خارجی ریتمشون رو به آدم تحمیل میکنند .وقتی با یا به خاطر دیگرون راه میریم .یا حرکتی میکنیم یا حالتی میگیریم .وقتی داخل یه صف راه میریم . میدویم تا دوستی رو ببینیم .وقتی احساس هامون پاسخ مستقیم یا نتیجه مستقیم احساس های یکی دیگه اس.مرحله سوم : مرحله کمال.وقتی که ریتم خودمون و دیگرون رو خلق کردیم و بهشون مسلط شدیم ، این مرحله مرحله نتیجه است .باید به تجلیات این ریتم در زندگی واقعی دقت کن .و اونهارو در مغزت جمع کن .باید توجه خاصی به نتایج ریتم های مختلف بکنی .بهترین چیز برای شروع موسیقی ئه.چون شاخص ترین چیز موسیقی ریتمه. وقتی به کنسرت میری یا موسیقی گوش میدی با تمام وجودت بهش گوش بسپار .خودت رو کاملا رها کن.

خودت رو بسپار به دست احساساتی که موسیقی در تو ایجاد میکنه .بگذار با هر تغییری در موسیقی احساسات تو هم تغییر کنه . مراقب باش و انعطاف داشته باش . بعد از موسیقی با هنر های دیگه کار کن .

از هیچ چیز این هستی غافل نشو . به امواج دریا گوش بسپار . روح اونها رو مثل نفس بکش تو وجود خودت و با اونها همدل شو .سعی کن معنی و ریتم حرف هات دنباله ی صدای ابدی اونها باشه ...

 

راز وجود

 پشتکار و فعالیت

 

منبع : کتاب شش درس نخست بازیگری      نویسنده : ریچارد بولسلاوسکی      

  ترجمه : حسن ملکی

گردآوری : نسترن میرسنجری

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:55  توسط   | 

 نمایشنامه:شهر آبستن

نوشته:مهدی قاسمیان

خوانش آدمهای نمایشنامه:کیومرث حنیفی*مهدی روشن ضمیر *کامبیز میرزائی*تقی اسفندیار *

فاطمه بزرگی *ناهید رجب پور*مائده رجبعلیان*بنفشه بزرگی*معراج حسن نیا

در عصر روز پنجشنبه۱۲/۱۰/۸۷ خوانش شد .این فضای گرم وصمیمی با رویکرد گارگاهی/ قدمهای خوبی را در شهر بابل بسمت بودن آدمهای نمایش بر میدارد باشد تا همیشه باشد.در این جلسه که دومین نشست نسبتا عمومی تر گروه صحنه بود(گارگاه نمایشنامه نویسی)آرام آرام فضای گفتگو در جهت تبادل نظر بدون تعارف بسمت نمایشنامه پیش رفت.با حضور نویسنده و روحیه خوب انتقاد پذیری واصرار گروه صحنه به اینکه از تعارفات کم شود آینده بسیار خوبی برای این جمع خوب پیش بینی می شود.

در خوانش این نمایش از بازیگرانی کمک گرفته شد تا  تجربهای جدید انتقال فضای نمایش وآدمهای نویسنده مورد آزمایش گروه قرار گیرد .بازیگران سعی کردن در فضای بین اجرا و خوانش ساد ه ی  متن  پیش روند که تلاش آنها گفتگوهای جالبی را در تضاد و جهت نمایش باعث شد

امیدواریم امکان گفتگو با این هنرمندان بطور ویژه برای این وبلاگ فراهم شود.

درصورت تمایل نظر خود را اعلام نماءید .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:52  توسط   | 

در ماههای آینده به روی صحنه خواهد رفت .

نمایش :بی خوابی

نویسنده:محمد رحمانیان

کارگردان:لیلا حسین زاده

نمایش: پل

نوبسنده:محمد رحمانیان

کارگردان:ایمان فلاحت پیشه

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 13:51  توسط   | 

صدای آدمهای نمایش در شهر کوچک ساحلی شنیده شد

نمایش دلدار

نو شته :حسین نوری

کارگردان:ایمان فلاحت پیشه

  در آذر ۱۳۸۷ سا عت ۱۷ در آمفی تئاتر کتابخانه ی بابلسر   به سادگی روی صحنه رفت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 13:38  توسط   |